حافظ / غزلیات حافظ (صفحه 22)

غزلیات حافظ

غزلیات حافظ شیرازی همراه با معنی فال حافظ + پخش آنلاین شعر های حافظ

فهرست شعرهای حافظ شیرازی به ترتیب برای شما عزیزان گردآوری شده است. با کلیک کردن بر روی هر کدام از شعر های مورد نظر خود، می توانید غزل حافظ همراه با معنی، شرح و تفسیر و فال حافظ آن را مشاهده نمایید.

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 211

غزل شماره 211 دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بود گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 212

غزل شماره 212 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 213

غزل شماره 213 گوهر مخزن اسرار همان است که بود حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشند لاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح بوی زلف تو همان مونس جان است که …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 214

غزل شماره 214 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دوساله بود آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 215

غزل شماره 215 به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت ورای مدرسه و …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 216

غزل شماره 216 آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد تا بود فلک شیوه او پرده دری …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 217

غزل شماره 217 مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود به گردابی چو می‌افتادم از غم به تدبیرش امید ساحلی بود دلی همدرد و یاری مصلحت بین که استظهار هر اهل دلی بود ز من ضایع شد اندر کوی جانان چه دامنگیر یا رب منزلی …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 218

غزل شماره 218 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود تا ابد جام مرادش همدم جانی بود من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش همچو گل بر خرقه رنگ …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 219

غزل شماره 219 کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ که همچو روز …

ادامه مطلب »

معنی کامل و تفسیر فال حافظ » صفحه 220

غزل شماره 220 از دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چه‌ها رود ما در درون سینه هوایی نهفته‌ایم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک گر ماه مهرپرور من در قبا رود …

ادامه مطلب »