روانشناسی

باور چیست و چگونه می توان باور را در خود به وجود آورد؟!

تا کنون در مقاله هایی که منتشر شده است واژه باور را بسیار در آنها دیده اید!

باور

اما باور چیست و چگونه می توان باور را در خود به وجود آورد؟!

به یاد دارم زمانی هم که خودم تازه با این مباحث آشنا شده بودم واقعا برایم جای سئوال بود که در بسیاری از کتاب ها نوشته شده است که باور خود را عوض کنید تا جهانتان تغییر کند و یا آنکه باور های شما شرایط حال شما را به وجود آورده اند ، اما این برای من جای سئوال بود که اصلا باور چیست و چطور می توان باوری را در خود شناسایی کرد , برروی آن کار کرد و آن را تغییر داد تا شرایط هم تغییر کند.

ما اگر یک کار را به صورت مداوم تکرار کنیم و تمرکزمان برروی آن کار باشد ، آن کار برای ما بعد از مدتی تبدیل به عادت می شود و جزء رفتارهای ما.

خب ، اگر ما یک فکر را به صورت مداوم در ذهن خود تکرار کنیم و ذهنمان را درگیر آن فکر بکنیم ، آن فکر تبدیل به یک فکر غالب خواهد شد و وارد ضمیر ناخودآگاه ما می شود و به نوعی ملکه ذهن ما ، اینجاست که آن فکر تبدیل به باور شده است.

زمانی که ما یک فکر را به شیوه های مختلف در ذهن خود به گردش در بیاوریم آن فکر برای ما تبدیل به باور می شود.

به عنوان مثال باور اینکه پول انسان را از خداوند دور می کند.

خب ما از کودکی سریال ها و فیلم های بسیاری را دیده ایم که در آن افراد ثروتمند ، افرادی بدکار و همیشه نقش منفی این فیلم بوده اند .وقتی شخصی از افراد ثروتمند در فامیلی ما مریض می شد تمام افراد خانواده و نزدیکان شروع می کردند به بحث اینکه این شخص برای اینکه پولدار بوده چنین بیمار شده است ، حالا پول او به کمک او بیاید و بسیاری از این حرف ها که ما کنترلی برروی آنها نداشته ایم و به شکل ورودی به شکل های مختلف وارد ذهن ما شده است.

و کم کم این باور را در ما به وجود آورده است که بله افراد ثروتمند ، افرادی پَست هستند و از درگاه خداوند رانده شده اند.

این تنها یک مثال برای توضیح باور بود!

در واقع باور ها ازکودکی از سوی خانواده ، اجتماع ، فرهنگ ، رسانه و … در ذهن ما شکل می گیرند.

و این باور ها هستند که شرایط کنونی ما را به وجود آورده اند.

و اگر می خواهیم که تغییری را در زندگی خود به وجود بیاوریم می بایست که اگر باوری نادرست است و با قوانین جهان (در مقاله های پیشین توضیح داده شده است) در تضاد است آن را شناسایی کنیم و به واسطه تکرار مداوم فکر مخالف آن باور ، باور جدید را در خود به وجود بیاوریم و این باور را در خود از بین ببریم.

اما توجه داشته باشید که یک باور زود در ذهن ما شکل نگرفته است که بخواهد زود هم از بین برود.

یک باور ممکن است چنان ریشه ای و پنهان باشد که اصلاً نتوانیم آن را شناسایی کنیم.

پس برای ایجاد باور و از بین بردن باور مخرب می بایست صبر داشته باشید و به صورت جدی برروی آن باور مخرب کار کنید تا بتوانید باور درست را در خود به وجود بیاورید.

نویسنده: مرتضی خزایی

سیدرضا بازیار

من مهندس فناوری اطلاعات و توسعه دهنده Back end هستم. حس کنجکاوی، تمایل به کشف دنیاهای جدید و علاقه زیادی به حل چالش‌های گوناگون در زمینه‌های مختلف داشتم باعث شد وارد حرفه‌ی پرچالش و عمیق برنامه‌نویسی بشوم و هر روز بیشتر در این دنیای بزرگ غرق می‌شوم. در حال حاضر با مهارت هایی نرم مانند کار تیمی، قدرت مذاکره، خوش برخوردی، پرورش ایده و مهارت های سخت مانند PHP, OOP, Clean Code, Design Patterns و ... با علاقه مشغول به فعالیت در جامعه متن‌باز هستم. معتقدم هر روز بیشتر از دیروز، عمده کارهای انسان‌ها توسط ربات‌ها انجام خواهد شد، به همین دلیل سعی میکنم اسکریپت‌های زیادی با PHP ، Shell Scripting و Bash Scripting بنویسم و سعی می‌کنم کارهایی که برای انسان‌ها سخت و زمانبر هستند،‌ با ربات‌ها در سریعترین زمان و کمترین هزینه ممکن انجام بدهم. در این مسیر با زبان‌های برنامه نویسی مانند C++ و پایتون هم کمی کار کرده‌ام و با سیستم های مدیریت محتوای زیادی مانند وردپرس، جوملا، ویبولتین و... هم به صورت حرفه‌ای درگیر بوده‌ام. گهگاهی سعی میکنم ربات‌هایی طراحی کنم که اطلاعات عظیمی را از طریق اسکرپینگ به دیتابیس های مختلف منتقل میکنند و از طریق API در پلتفرم های مختلف پردازش می‌شوند. در 10 سال گذشته سابقه زیادی در طراحی سایت و فروشگاه‌های اینترنتی، سئو و بهینه سازی، تست امنیت وب‌سایت‌ها، دیجیتال مارکتینگ و... داشته‌ام. خوشحال میشم بتونم تجربیات خودم رو از طریق این وبلاگ در اختیار همه شما عزیزان قرار بدهم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.