دیگر

رسم و رسومات لوتی ها و زورخانه ها در تهران قدیم

در تهران قدیم دسته ای از مردم زندگی می کردند که با این که اکثرشان جزو طبقه پایین و غیر متمکن بودند و کم و بیش سواد بالایی هم نداشتند ولی اغلب به ارزش‌های اخلاقی و اصول مروت پایبند بودند و خود را وقف دیگران میکردند.

لوطی آدم رک گو و بی پروایی بود که در عین سادگی و تواضع و فروتنی حاضر نبود حرف توهین آمیز از کسی بشنود و به خاطر امور دنیایی پیش این و آن سر خم کند و یا تملق و مجیز بگوید.

وقتی یک نفر لوطی مسلک خونش به جوش می آمد و به اصطلاح رگ غیرتش بیرون می زد دیگر روی پایش بند نبود و برای هر ماجرا و حادثه‌ای آماده بود.

این افراد امین مردم محل و خانواده های آنان بودند لوتی واقعی کسی بود که حتی وقتی سرپرست و پدر خانواده می خواست به مسافرت برود زن و فرزندان خود را به او می سپرد و با اطمینان خاطر به مسافرت می رفت. همچنین از آنجایی که لوطی ها امانتدار مردم بودند هرگز به امانات خیانت نمیکردند.

اغلب اهل محل پول نقد و اجناس قیمتی خود را نزد آنها می‌گذاشتند و به هر قیمتی که بود و گاهی به قیمت به خطر انداختن جان شان بدون کوچکترین چشم داشتی از این امانات حفاظت میکردند.

لوتی ها همانطور که چهره مشخصی داشتند از جهت لباس و نیز وسایلی که با خود حمل می کردند هم با سایر مردم تفاوت داشتند برخی از آنها سرداری مخمل می‌پوشیدند و یک جقه طلایی در زیر لبه این لباس می‌دوختندکه وقتی حرکت می‌کردند این جقه نمایان میشد و همینطور عبای بسیار لطیف و نازک گردی بر روی شانه می‌انداختند.

لوتی ها شغل ها و کسب و کارهای داشتند که مهمترین آنها عبارت بود از طبق کشی، توت فروشی، چغاله فروشی، فالوده ریزی، دوغ فروشی، میوه فروشی آجیل فروشی و…

این جماعت در هر کوچه و گذر تهران وجود داشتند روز ها به کسب و کار خودشان مشغول بودند و شبها نیز در قهوه‌خانه‌های سرگذر جمع می شدند.

در میان امامزاده های اطراف تهران امامزاده داوود بیشتر مورد توجه لوتی ها بود و کمتر کسی پیدا میشد که سالی یک بار به زیارت این امامزاده نرود.

به حضرت عباس علیه السلام و جناب حر بسیار قسم می‌خوردند و بزرگترین قسمت آنها به حضرت عباس و کمربند حر بود از لوتی های سرشناس تهران می‌توان به لوتی صالح، لوتی عظیم، لوتی اکبر خان ولوتی نایب اشاره کرد.

یکی از کارهای مشهور لوتی ها مبارزه با گران فروشی و احتکار بود معروف است که زمانی در تهران عده‌ای از نانواها سخت گرانفروشی می‌کردند.

مردم هم چون صدای شان به جایی نمی‌رسیدبه لوتی بازارچه مراجعه می‌کنند لوتی هم یکی از نانواها را از دکانش بیرون می‌کشد و گوشش را روی دیوار می‌گذارد و با یک میخ آن را به دیوار می دوزد

و فریاد می‌زند به خدا قسم اگر از فردا نان را ارزان نکنید گوش تمام نانوا های این محله را سوراخ میکنم.

یکی دیگر از اماکن باستانی و زیبای قدیمی ایران زورخانه‌هابودند.

زورخانه‌ها جزو اولین ورزشگاه های دسته جمعی ایرانیان است که از روی نقشه و اسلوب خاصی ساخته می‌شدند.

در ورودی این اماکن کوتاه بود تا هر ورزشکاری از هر صنف و هر طبقه از ابتدا با تواضع و فروتنی به این محل قدم بگذارد.

این کوتاه بودن در دلیل دیگری نیز داشت و این که بزرگان و پیشکسوتان نیز مورد احترام قرار میگرفتند.

از دیگر مشخصات زورخانه‌ها سقف گنبدی شکل آن بود که گود زورخانه و حرکات ورزشکاران در زیر آن جریان پیدا می‌کرد.

پیرامون گود نیز رخت کن و جای قرار گرفتن تماشاچیان و همچنین محلی برای آبدارخانه تعبیه می گردید.

علاوه بر سر دم مرشد که در بعضی زورخانه ها با طاقی بر بالای چهار ستون سنگی یا چهار پایه آجری مشخص میشد جای هم برای قرار دادن میل و تخته و کباده وجود داشت.

سردم مرشد را بلند می ساختند تا بر گود مسلط و مشرف باشد اطراف آن را کاشی های عکس دار نصب کرده بودند و نیز بالای آن پر طاووس و شمایل منتسب به امیرالمومنین علیه السلام به چشم می‌خورد.

مرشد زورخانه با ضرب بزرگ خود چهارزانو بر بالای سردم قرار می گرفت.

در زورخانه ها گاه و بیگاه جشن گلریزان برپا می کردند هدف از برپایی این جشن جمع آوری پولی بود که می‌بایست به مستمندان و بدهکاران و بیچارگان آبرودار برسد و یا هزینه عروسی، خرج سفر زیارت و امثال آن شود.

برچسب ها

سیدرضا بازیار

به وب سایت شخصی من خوش آمدید! من سیدرضا بازیار هستم، متولد 1374 شهرستان کازرون. در حال حاضر دانشجوی رشته مهندسی فناوری اطلاعات هستم، مسلط به زبان های: HTML5 - CSS3 - JavaScript در حال یادگیری زبان های PHP و Python هستم و علاقه بسیار زیادی به برنامه نویسی تحت وب ، هوش مصنوعی و زمینه امنیت اطلاعات دارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن