دیگر

سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید محمد مسرور

بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

محمد مسرور

این شهید والامقام اواخر آذرماه امسال عازم سوریه شدند و در تاریخ ۱۶ بهمن‌ماه در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه نشین «نبل» و «الزهرا» در حومه “حلب” به دست تروریست‌های تکفیری‌ به جمع شهدای مدافع حرم پیوستند…

شهید مدافع حرم، شهید محمد مسرور که درود خدا بر او باد چند روز پیش در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه نشین «نبل» و «الزهرا» در حومه “حلب” به دست تروریست‌های تکفیری‌ به جمع شهدای مدافع حرم پیوست. خداوند انشا الله ایشان را با شهدای کربلا محشور نماید.

آشنایی من با شهید محمد مسرور تقریباً از یک سال پیش شروع شد، ایشان مسئول واحد شهدای حوزه علمیه کازرون بودند ، دوستی من با ایشان از همانجا آغاز شد.

تقریبا هر هفته ایشان را می دیدم و تا حدود زیادی با اخلاق و سجایای اخلاقی ایشان هم آشنا بودم.

محمد مسرور

حال با خود فکر میکنم که از کجا شروع کنم. شاید بهتر باشد قبل از گفتن عجایب زندگی شهید محمد مسرور ، ابتدا کمی از دوستی خودم و ایشان بگویم:

محمد جان ، یکی از فعالین در حوزه فضای مجازی بود و هر روز وب سایت های خبری شهرستان کازرون را بررسی میکرد! ایشان مدیریت وبلاگ شهود عشق را بر عهده داشتند و در این وبلاگ همیشه برای شهدا و به عشق شهدا فعالیت می کردند. زیرا ایشان ارادت خاصی به شهدا داشتند.

یک روز محمد با من تماس گرفت و میخواست وبلاگ شهود عشق را به یک وب سایت بزرگ تبدیل کند. من هم به حوزه رفتم و با کمک هم شروع کردیم به ساخت وب سایت شهود عشق.

ایشان برای دامنه وب سایت، نام “shahid-kazeroon.ir” را انتخاب کردند. زیرا شهدا را دوست داشتند و همیشه آرزو داشتند یک وب سایت جامع بسازند که مشخصات + وصیت نامه + زندگی نامه + تصاویر شهدا را به صورت منظم در سایت جمع آوری نمایند.

تا این که سرانجام موفق به ساخت وب سایت شهود عشق شدیم. انتخاب دامنه سایت و نصب سیستم سایت کمی زیاد طول کشید و به همین دلیل وقتی برای انجام سئو و بهینه سازی سایت و ایمن سازی سایت نماند.

محمد همیشه به من تصاویر شهدا را هدیه می کرد و می فرمود: “دشمنان بیشتر در فضای مجازی در کمین ما هستند”

من و شهید محمد مسرور با کمک هم تصاویر بسیاری از شهدای شهرستان را جمع آوری کردیم و به جمع آوری وصیت نامه شهدا پرداختیم. محمد در شناخت تصاویر شهدا و جانبازان استعداد عجیبی داشت. من حتی در تصاویر توانایی شناسایی تصویر پدر خودم را نداشتم در حالی که محمد حتی پدر من را بهتر از خودم در تصاویر شناسایی می کرد و از روی تصاویر می توانست نام همه آنها را بگوید. این مورد باعث دلگرمی من شده بود و به همین دلیل ایشان را یک نابغه میدانستم.

قرار بود یک روز با کمک هم به ساخت این وب سایت بزرگ بپردازیم که خبر شهادت ایشان به من رسید و در آن لحظه بجز گریه و سکوت کاری دیگر را نمی توانستم انجام دهم…

محمد همیشه به من می فرمود: “من یک روز شهید می شوم” و من ایشان را مسخره می کردم. چون ما در امن ترین کشور دنیا زندگی می کردیم و وقوع جنگ در این کشور از نظر من غیر ممکن بود. اما ایشان هم به من می فرمودند: “من مطمئن هستم که شهید می شوم”

محمد مسرور

حال پس از شهادت ایشان میخواهم نکاتی عجیب را به شما بگویم که دلیل اطمینان ایشان از شهادت را نشان می دهند:

پس از شهادت در دفتر ایشان خواب هایی را با دست خط خودش نوشته شده بود که یکی از خواب ها، خواب خبر شهادت ایشان بود!!! {دفتری که اولش نوشته شده راضی نیستم کسی قبل از مرگم آن را بخواند.}

تصویری از خواب شهید محمد مسرور با دست خط ایشان:

خواب محمد مسرور

متن خواب شهید محمد مسرور:

این خواب خیلی مرا خوشحال کرد. خواب دیدم که امام سجاد (علیه السلام)نوید و خبر شهادت من را به مادرم می گوید و من چهره آن حضرت را دیده و فرمود: توبه مقام شهادت می رسی و من در تمام طول عمر به این خواب دلبسته ام و به امید شهادت در این دنیا مانده ام و هم اکنون که این خواب را می نویسم یقین دارم که شهادت نصیبم می شود و منتظر آن هم خواهم ماند. تا کی خدا صلاح بداند من هم همچون شهیدان به مقام شهیدان برسم و به جمع آنها بپیوندم و هم اکنون و همیشه در قنوت نمازم همیشه اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک است که خداوند شهادت را نصیبم کند و از خدا هیچ مرگی را جز شهادت نمی خواهم”

شاید بعضی ها تعجب کنند، اما آیا عجیب است کسی که همه ی زندگی خود را وقف شهدا و ترویج یاد و نام شهدا کرده بود؛ خود نیز بشارت شهادت بشنود؟

کسی که واحد شهدای حوزه علمیه را پایه گذاری کرد و بسیاری از طلاب، نوجوانان و دانشجویان به وسیله او با شهدا آشنا و مانوس شدند و برنامه ی غبار روبی از مقبره شهدا را هر شب پنجشنبه جزء برنامه ی طلبه ها و بسیاری از جوانان مشتاق کرد. کسی که حتی اتاق شهدا را شبیه به یک کلبه جنگ تزیین کرده بود و همیشه در حال و هوای شهیدان زندگی می کرد.

شهید محمد مسرور پاتوقش مقبره شهدای گمنام بود و حتی مراسم عقد خود را نیز در کنار قبور آن عزیزان برگزار کرد.

ایشان اربعین ها را در کنار مرقد شریف مولایش حسین (ع) بود و تابستان بسیاری از سالها مهمان امام رضا (ع) بود.

اگر به محمد بشارت شهادت ندهند پس به چه کسی بشارت بدهند؟

محمدی که مکرر از دوستانش، در حوزه و همرزمش در سوریه شنیده شده که می گفتند: هر وقت قبل از اذان صبح بیدار می شدیم محمد را می دیدیم که در حال خواندن نماز شب است.

یکی از دوستانش می گفت: گاهی بعد از خواندن نماز شبش، چند دقیقه قبل از اذان بلند می شد و با حالت کسالت از حجره بیرون می رفت و وضو می گرفت تا دیگران متوجه نشوند که اهل نماز شب است.

یکی از خصوصیات عاشقان شهادت، انس با زیارت عاشورا سیدالشهداست. و محمد اینگونه بود.خودش در دفترش یکی از خواب هایش را اینگونه می نویسید:

“یک شب خواب دیدم،داشتیم با جمعی زیارت عاشورا می خواندیم، یک لحظه در قاب عکس، امام حسین (علیه السلام) را جلو خویش دیدم. آن عکس حرکت کرد و با من سخن گفت و گفت: هر وقت خواستی زیارت عاشورا بخوانی با معرفت بخوان و توجه ات به زیارت عاشورا باشد و آن را با تمام وجود بخوان و به معنای آن توجه داشته باش”

محمد خوب فهمیده بود که مقام شهادت را فقط به مخلصین می دهند و لذا به گفته ی یکی از همراهانش در منطقه شلمچه، قبل از اذان صبح که بسیاری خواب بودند از خواب بلند می شد و شروع به تمیز کردن محوطه می کرد تا زائرین شهدا، ظاهر منطقه را مثل باطنش پاک ببینند.

قرآن کریم یکی از اوصاف مومنین را رسیدگی به فقرا و نیازمندان می داند، و اما محمد تا قبل از شهادت عامل به این هم بود.

در منطقه ی شیخ نجار سوریه بچه های چند خانواده فقیر و نیازمند می آمدند و غذا می خواستند و محمد که با آنان دوست شده بود مقداری از غذاهای خودشان را جمع می کرد و ظهر و شب به آنان می داد و حتی یک صبح وقتی دید غذا هست، در هوای تاریک و بارانی و پر از خطر راه می افتاد و به خانه های آنان (که شناسایی کرده بود) می رفت و غذا را به آنان می داد.

عاشقان شهادت می دانند که راه رسیدن به قرب الهی ادب در برابر اوست. و لذا کسانی که با محمد مدتی بوده اند همه از ادب او نسبت به قرآن و اسماء الله می گویند که هیچ وقت حاضر نمی شد وقت خواب و استراحت پایش به سوی قرآن دراز باشد.

اینقدر این حساسیت زیاد بود که یکی از رفقایش می گفت: گاهی می شد وقت خواب با اینکه ظاهرا قرآن و اسماءالله ی نبود اما محمد خوابش نمی برد ومی گفت احتمالا چیزی هست و بعد از جستجو معلوم می شد تا چیزی بوده است.

شاید بهترین کار آن باشد که یکی دیگر از خواب های دفتر ایشان را برای شما نقل کنم: 

“یک شب خواب دیدم. فکر کنم ماه رمضان بود. خواب دیدم حضرت علی (علیه السلام) در همان مسجد کوفه و در همان زمان که به شهادت می رسد پیشنماز است و جمعی پشت سر ایشان نماز می خوانند. خواب دیدم که یک لحظه ابن مجلم مرادی می خواهد با شمشیر به حضرت علی حمله ور شود و من آن لحظه نگذاشتم به حضرت صدمه ای برساند. دو یا سه بار می خواست حضرت علی را به شهادت برساند ولی من نمی گذاشتم تا که نماز تمام شد.”

راستی چه رمزی است بین بشارت شهادت توسط امام سجاد (علیه السلام) و اعزام به سوریه از طریق تیپ امام سجاد (علیه السلام)

چه سری است بین بشارت توسط امام سجاد و دفاع از حرم عمه امام سجاد (علیه السلام)

و براستی چه رازی نهفته است بین خواب دفاع از امیر المومنین (علیه السلام) و شهادت در راه دفاع از زینب کبری دختر امیرالمومنین.

این شهید گرانقدر قبل از اعزام به سوریه وصیت نامه ای نیز می‌نویسد که متن کامل آن به شرح زیر است:

وصیت نامه مخمد مسرور

«سلام

ببخشید که بدون اجازه رفتم ولی حقیقتا می‌خواستم که ناراحتی شما را نبینم و ترسیدم پایم سست شود.

پدر و مادر عزیزم و همسر من، حقیقتا به این مسئله واقف شدم که درحال حاضر وظیفه من است که از حرم حضرت زینب (س) و جان و مال و ناموس مسلمانان و شیعیان دفاع کنم و بر هر مسلمانی در هر زمان و مکان واجب است.

ان‌شاءالله که عاقبت همه مارا خداوند ختم به خیر کند.

و موضوع بدهکاری من، مقداری پول گذاشته‌ام و مقداری در کارت من پول است و درصورت کم بود پول، اموال من را بفروشید و اقساط پرداخت کنید.

باز متذکر می شوم از جریان من هیچ کس درخانواده  خبر نداشته و من می‌خواستم برای کسی درد سر نشود.»


محمد مسرور قبل از شهادت یک وصیت نامه کامل نوشت که متن آن به شرح زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که اول آن را اولی نیست و آخر آن (را) آخری نیست. خدایی که دل را آفرید تا بوسیله آن او را بخواهیم.

آری شاهراه وصول به خدا دل است. پس باید کوشید که دل را پاک کرد و گرد و غبار تعلقات را از دل شست که دلی که در آن تعلقات باشد به خدا وصل نمی شود.

الهی دل من جای جای آن (را) گرد و غبار تعلقات گرفته است. خدایا شکرت که ما را در باب جهاد وارد کردی تا گرد و غبار تعلقات را از دل ما بزدایی. خدایا چه آرام بخش (است) از خلق بریدن و به تو پیوستن. الهی حب لی کمال انقطاع الیک و – انر – ابصارنا بضیاء نورک

خدایا عمری است سرگردان در وادی نفس حیران بودم. تو بودی که دست مرا گرفته ای و به وادی خودت رهنمود کردی. خدایا اینک گذشته ی خود  را می نگرم جز سیاهی در خود نمی بینم. آری سیاهی گناه که دفتر عمر من را سیاه کرده است ولی امیدوارم به عفو و بخشش تو که نامه اعمال مرا قلم عفو بکشی و مرا به جوار قرب خود داخل کنی که جای امنی غیر از جوار قرب تو نیست. الا بذکر الله تطمئن القلوب

به نام خداوند وصیت خود را شروع می کنم:

حقیقتا من خود را کوچک تر از آن می دانم که وصیت اخلاقی کنم چون خودم سراپا عیب و نقص هستم و از این امور صرف نظر می کنم. ائمه اطهار و قرآن به اندازه کافی نکات اخلاقی را تذکر داده اند.

و اما از برادران و هر کسی از من بدی و آزاری دیده است (می خواهم) به بزرگواری خودش مرا ببخشد. انشاءالله خداوند هم از همه تقصیر ما بگذرد.

ای برادران و آشنایان

بدانید برای هر کسی کربلایی وجود دارد. تا ما را با کربلا نیازمودند از این دنیا نمی برند. پس برادران ببینیم کجای تاریخ زندگی می کنیم.

دنیا را می نگرم، هیچ چیز جذابی، جز خداوند و نماز و قرآن و اهل بیت نمی بینم.

برادران! همیشه به یاد شهدا باشید که صراط مستقیم صراط شهداست و بس. هر کس طالب وصول الی الله است باید بداند که تنها راه آن راه شهداست. آری سیدالشهداء اسوه ی ایثار و شهادت این را به ما فهماند است که راه اصلی وصول الی الله شهادت است.

و در آخر توصیه ای به برادران طلبه: این است که در کنار علوم رسمی و عقلی در پی علوم قلبی و معرفتی هم باشند که بوسیله عبادت و اعمال نیک حاصل می شود. و الحق علوم الهی که فقط خاصه بندگان خاص خداست بوسیله اعمال صالحه به وجود می آید. نه در کتاب ها.

علم الهی را با ایثار و گذشت و اعمال صالحه (می توان) کسب کرد. این جاست که خداوند معلم انسان می شود.

پس ای برادران طلبه سعی کنید روحیه جهادی خود را نگه دارید که اگر غیر این باشد این کتاب ها حجاب اکبری می شود و تو را از جهاد فی سبیل الله باز می دارد و شیطان زمزمه هایی چون مداد العلماء افضل من دماء الشهدا در گوش تو زمزمه می کند و تو را از جهاد باز می دارد. عجب علم حصولی افضل از علم حضوری می شود.

پس برادران! بدانید که باب جهاد باب اولیاء خاص خداست. و بدانید که بالاتر از هر نیکی؛ نیکی وجود دارد تا این که شخص شهید شود، دیگر بالاتر از (آن) نیکی وجود ندارد.

شهادت خط پایان عاشقی است. شهادت آخرین مقام قرب است که احرار را فقط بدان راه می دهند و لا غیر.

اینک بدان که عرفان حقیقی؛ عرفان سیدالشهداست. عرفان امام علی (علیه السلام) است که در جهاد و جبهه ها نمایان است و آخرین مرحله عرفان را سیدالشهداء با خون خود اثبات کرده است پس گول عرفان های کذایی را نخورید که عرفان های بدون زحمت و تن پروری است.

عرفان حقیقی عرفان حسین (علیه السلام) است و بس. عرفان امام خمینی و یاران آن است.

و در آخرین فراز خود نجوایی با امام زمان، وصیت خود را تمام می کنم:

ای صاحب ما! ای سبب (اتصال) ارض و السماء! ای پسر زهرای اطهر (سلام الله علیها)!

ما در این وادی پی ظهور و زمینه ساز ظهور تو آمده ایم تا ظهورت را آماده کرده و زمین را به یاریت پر از عدل و داد کنیم.

یا مهدی (ع)! تو حسین زمان مایی. آیا در این کربلا ما را هم مطلبی؟

لبیک یا مهدی

محمد مسرور


شهید محمد مسرور که چند روز قبل در جریان عملیات آزادسازی شهرهای شیعه نشین «نبل» و «الزهرا» در حومه حلب سوریه به شهادت رسید وعده شهادتش را داده بود.

لحظه شهادت محمد مسرور

راستش را بگویم الان تازه متوجه شده ام محمد مسرور را اصلا خوب نمی شناختم.

محمد مسرور

محمد مسرور

محمد مسرور

محمد مسرور

دوستان و مشتاقان شهید و شهادت می توانند دست نوشته ها، خاطرات، عکس ها و اشعار شهید محمد مسرور (اولین طلبه شهید مدافع حرم از کازرون) را در سایت shahidmasroor.ir مشاهده نمایند.

برچسب ها

سیدرضا بازیار

به وب سایت شخصی من خوش آمدید! من سیدرضا بازیار هستم، متولد 1374 شهرستان کازرون. در حال حاضر دانشجوی رشته مهندسی فناوری اطلاعات هستم، مسلط به زبان های: HTML5 - CSS3 - JavaScript در حال یادگیری زبان های PHP و Python هستم و علاقه بسیار زیادی به برنامه نویسی تحت وب ، هوش مصنوعی و زمینه امنیت اطلاعات دارم.

‫4 نظرها

  1. سلام و تشکر از مطالب خوبتان درباره ی شهید محمد مسرور
    واقعا مطالب عالی بودند
    و یاد آن شهید بزرگوار که نشانه کامل یک انسان مخلص و با ایمان و پاک هستند تا ابد در ذهنها باقیست

  2. دوست عزیزم سلام
    انتشارات تصویر شهید مسرور در کفن نه مناسب است و نه زیبا
    شنیده ام خانواده شان هم ناراضی هستند.مشکلاتی پیش آمده.
    لطفا حذف بفرمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن